به دلیل ایجاد برخی اتفاقات عجیب و غریب پیرامون بنده و به استقبال از این اتفاقات من هم از ۵ سال سابقه خبرنگاری خودم میگذرم و عطای نوشتن و سابقه خبرنگاری،تحلیل و بعضا مقالات برای نشریات و سایت ها رو برای همیشه در هر موضوعی کنار میگذارم و در همینجا همکاری با کلیه نشریاتی که تعهد همکاری دارم و نوشتن برای سایت ها و... رو قطع میکنم تا مادامی که ارزش نوشتن درک و تحمل انتقادات بیشتر شود. این چند وقته از نوشتن و حرفه ی بی ارزش خبرنگاری(از دید برخی ها) خیلی ضرر ها و خسارت ها به بنده وارد شده... چندین نوبت دادگاه و تشکیل پرونده...و اتفاقات عجیب، زندگی رو اندکی برای من و خانواده(دلنگرانم) تنگ نموده بود که به پیشنهاد این عزیزان تصمیم بر آن گرفتم که از این به بعد زندگی کنم و دست از نوشتن در هر موضوعی بردارم... البته یک کتاب نیمه تمام در رابطه با تخصصم دارم که برام تموم کردن این هم سخت شده با اینکه در نیمه پایانی هستم تلاش خودم رو میکنم تا این یکی تمام بشه. از همه دوستانی که در طول این ۵ سال نوشتن برای نشریاتی همچون همزیستی و بعضا صحرا بصورت موردی و سایت های اطلاع رسانی استان گلستان و گنبد با راهنمایی ها و تشویقشان باعث رسیدن بنده به این مرحله شدند تشکر میکنم،بعضا یک سری مطالبم حتی در نشریات و روزنامه های چندصد هزار تیراژی کشور هم بازتاب و حتی نقد میشد که باعث خرسندی بنده میشد و یا بازتاب میان مردم استان که حتی غیر از تشویقات با مخالت هایی هم که میشد باعث رضایت بنده از مطالبم میشد چراکه اگر بی مورد بود اینقدر مورد توجه نمیشد و... به هر حال در مورد هر موضوعی یک دسته مخالف وجود داره و یک دسته موافق کاریشم نمیشه کرد. از همه دوستان خبرنگار و بخصوص دوستان وبلاگ نویس چه اون موندگار ها و چه اونهایی که میومدن و میرفتن بخاطر همه راهنمایی ها و پیغام هایشان از جمله استاد ر. میاندره،خواهر نادیده ام بهاره با وبلاگ مایا،آقا مسعود ترکمن،دکتر سردار،دایان عزیز با وبلاگ یگیت و... بقیه دوستان تشکر میکنم.
البته از نوشتن تا درست شدن این وضع کنار میکشم،ولی فعالیت های فرهنگی و اجتماعی بر پایه خود استوار خواهد بود. خدایا چنان کن سرانجام کار......که تو خوشنود باشی و ما رستگار خدا نگهدار فریدون ، مرداد سال 1387 |